روستای چپقلو، در حد فاصل استان مرکزی و استان همدان قرار دارد و در جاده ساوه - همدان و نیز در مسیر اتوبان تهران-همدان (بزرگراه کربلا) نخستین روستای استان همدان است. پس از گردنه دخان و پس از طی دو کیلومتر از جاده (مسیر فرعی روستایی) به روستایی آباد با مردمانی آزادمرد  می رسیم که بر ورودی آن  تابلویی از قهرمانی های مردمانش به نمایش درآمده است؛ تابلویی از تصویر  هشت شهید بهشتی روستای چپقلو که زینتی خاص به آنجا بخشیده است.  این روستا قدمتی طولانی دارد که حتی ریش‌سفیدان و بزرگان نیز چندان تاریخچه روشنی از نحوه استقرار اولیه اجداد خود در آن ندارند. این روستا در مسیر آب‌ریزان قلّه بلند قزل‌داغ  قرار دارد و چشم انداز آن از روستا منظره ای زیبا  در افق دیدگان ناظران  می آفریند و هر دوستدار طبیعت را به فتح آن قله رفیع مشتاق می سازد؛ به‌گونه‌ای که مردمانش در طول تاریخ، با نظاره‌کردن بلندی این قلّه مرتفع، همواره به بلندی همت خود افزوده‌ و با گام‌نهادن بر بلندای آن، بر رفعت مقام خویش افزون کرده‌اند. مردمان این خطه از میهن پاک ایران، غیور‌مردانی بوده‌اند که دلاوری‌ها کرده‌اند و خاطراتی را با قلم‌های سبز و سرخ در تاریخ خود به جا نهاده‌اند که همواره فرزندان آن دلاور‌مردان با شنیدن خاطرات آنان به رشادت‌های بزرگان خود افتخار می‌کنند و خود همواره افتخارات می‌آفرینند و رشادت‌ها خلق می‌کنند که نمونه برجسته این‌گونه رشادت‌ها بر تارک شهیدان بلند‌مرتبه این روستا و در رأس آنان، چریک پیر جبهه‌های ایران زمین، شهید احمد کوچکی می‌درخشد که در سنّ 68 سالگی الگوی جوانان و رزمندگان جبهه و جنگ بود. درباره تاریخچه این روستا باید گفت بنا به نقل بزرگان، ساکنان روستا از آغاز چندین‌بار محل استقرار  خود را از دامنه کوه‌های متعدد در پیرامون آن تغییر داده‌اند. آن‌گونه که از مرحوم پدر بزرگم مشهدی کریم کوچکی (رحمت الله علیه) به خاطر دارم، محل استقرار پیشین روستا در دامنه «گوی یال» بوده است که به دلیل خسارت‌های ناشی از موریانه، به‌تدریج محل اسکان روستا تغییر یافته و در مکان فعلی مستقر شده است.  قدیمی‌ترین ماجراهایی که بزرگان روستا در خاطر دارند به اواخر دوره قاجار یا دوره رضاخان پهلوی و یورش روس‌ها به روستا برمی‌گردد که دلاوری‌ها و تدبیرهای بزرگان آن مانند آقا‌کوچک و فرزندش کربلایی محمد (کلبه محمد) [جدّ اعلای خاندان کوچکی‌ها]، همچنان در خاطره برخی اهالی روستا نقل می‌شود و در اذهان ایشان ماندگاری یافته است. آن‌گونه که نقل می‌کنند ایشان پیش از رسیدن روس‌ها تمامی زنان و بچه‌ها و ... را به کوهی مشرف به روستا می‌برد و در آنجا آذوقه چند‌ماهه برای آنان تدارک می‌بیند و بدین ترتیب، وقتی روس‌ها به روستا حمله‌ور می شوند، به‌رغم  رفتارهای ددمنشانه و بی‌رحمانه‌ای که داشتند،  زنان و بچه‌ها و حتی بسیاری از اموال مردم از گزند آنان در امان می‌ماند. این در حالی بود که وقتی روس‌ها به روستاهای مجاور می‌رسیدند، آنجا را غارت می‌کردند و خسارت‌های بی‌شمار می‌آفریدند.

اهالی این روستا انسان‌هایی پاک و غیورند که همواره با مکتب‌خانه‌ها و مساجد آشنا بوده‌اند و در مناسبت‌های مذهبی مانند محرم و رمضان، از محضر منبر و خطابه بزرگانی مانند شیخ میرزا علی فامنینی، میرزا نصرالله فرهنگی، میرزا عزیزالله اسدی، شیخ حشمت‌الله اسدی و ... کسب فیض کرده‌اند و با آموزه‌های ناب دین مبین اسلام آشنا بوده‌اند و بحمدالله در مسیر مذهب حقه شیعه قرار داشته‌‌اند. 

با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، به رهبری امام خمینی (ره)، مردم این دیار نیز مانند رودی که از سرچشمه زلال قزل‌داغ جوشیده باشد، به سیل  خروشان امت حزب الله پیوست و به دریای عظیم ملت بزرگ ایران ملحق گشت و با آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران اسلامی، بزرگان تربیت‌یافته خود در مکتب عالمان دین را به مصاف ظلم ظالمان فرستاد و با تقدیم هشت شهید لاله‌کفن، اکنون بر خود می‌بالد که سهمی هرچند ناچیز در عظمت ایران اسلامی دارد.  این شهیدان بزرگوار یعنی شهید احمد کوچکی، شهید حسینعلی کوچکی، شهید مصیب کاظمی فرج (کوچکی)، شهید محمد علی عبدی، شهید احمد رضایی، شهید علی اصغر محمودی افصح، شهید حبیب الله زمانی و شهید سهلعلی اسماعیلی همچون ستارگانی فروزان همواره بر آسمان این روستای شهیدپرور  پرتو افشانی می کنند و مسیر هدایت ایشان را همیشه روشن می دارند.

شمار افراد تحصیل کرده و شاغل در ادارات و سازمان های دولتی از اهالی این روستا امروزه نشان تعالی و پیشرفت مردمان این دیار آباد است؛ به گونه ای که بسیاری از فرزندان این روستا در نهادهای نظامی مانند سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و ... و برخی دیگر در نهادهای آموزشی کشور مانند دانشگاه ها و مراکز آموزشی  و نیز در ادارات و سازمان های کشور  انجام وظیفه می کنند که امیدواریم  با عنایت الهی هرچه بیشتر بر فوفیقات ایشان افزون گردد.